تبلیغات
در پایان کلمه نبود - اشکریز و خونریز
در پایان کلمه نبود

اشکریز و خونریز

جمعه 5 تیر 1394

نوع مطلب :شعر سپید، 

چه معصومانه می نگرند

چشمهای قاتلت


چه دلسوزانه اشک می ریزند

اگرچه خونریزند


گاهی عقربند سرگرم نیش زدن به خود

گاهی ماری دلمشغول دیگری


چه شیرین می نگرند

هنگام که زندگی را به کام دیگران تلخ می کنند


چه آبی به نظر می رسند

با تأثیر سرخی که بر جای می گذارند


چه پر شبهه و ایهام است چشمانت

برای دیده شدن آفریده شدند یا برای دیدن؟


زیبایند امّا مهربان نیستند

و شاید برعکس

درست نمی دانم!


هنگام که بالا می گیرد طوفان عشق

موج موج در چشمانت

و فرود می آید

چه تند عاشق می کند!

چه کند پیش می رود!

چه بی پناهانی را که اسیر و غرق نمی کند!


خاطره ی همه ی شکستهای عاشقانه

در چشمهای تو تکرار می شوند

وقتی می نگری افسوس ما بر گذشته بیدار می شود


پر جرئت نگاه می کنی

چون گدائی سمج

حال آنکه هیچکس را یارای آن نیست

که خیره تو را بنگرد

نور و فروغ چشمان تو

چشم همه را می بندد


چه آرام بر می گیری

چشمانت را

چون خیال شاعری که کلمات شعرش را می چیند


روشن است چشمانت

امّا فقط خدا می داند

که تا کنون

اوقات چندین نفر را تاریک کرده است!


چه عاشقانه! چه بی رحم! تک تک شکارمان می کند

چه پیروزمندانه! به دستی سرد بر زمینمان می زند

فرشته ای حیوان صفت است چشمانت

همچون سگی بالدار

که هر چه را به دندان می گیرد

بالا می برد به سبکی یک رویا

و ناگهان رها می کند

به خشونت یک عقاب

تا طعمه اش تکه تکه شود

بر فراز صخره ها و کوه ها

شاید تنها در این صورت است

که خشنود می شود


یا نه

وحشی و بی رحم چون پلنگی گرسنه

در کمین آهو بچه ای

که می گذرد از روبرو


تهیست عمق چشمانت

و پُر از تناقض


ساکت

به مانند جنگلهای وحشی

امّا چه سکوتی؟!

که از هیاهوی درندگان پرُ بار است!


چشمانت هر گاه عقب بنشیند

دوباره می آید

درست به هنگامی که عواطفمان را فراموش کرده ایم

غافلگیرمان می کند

گویی از اسارت او گریزی نیست


آشوبگرست و خود خواه

چون نرگسی غرقه ی نظاره ی خویش؛

معشوق است

و چون آفتابگردانی چشم دوخته جاودانه در خورشید؛

عاشق


لوس، سرشار از ظرافت نازهای زنانگی

حسود؛ بی تحمّل در مواجهه با کمترین توجّه ها به دیگری


آنگاه که به چشمانت ایمان آوردیم

کافرمان کردی

و هر بار که کفر ورزیدیم، مؤمن


رهایمان نمی کند، فریب چشمانت

با این وجود آنرا اعتنایی به ما نیست!


زلال است در هیأت آبی روان

امّا به برّنده گی شمشیر!


معصوم است

چون کبوتری که در طبقه ی 67 ام یک آسمانخراش

نشسته است.


در ابتدا نوازش می کند

و سپس سیلی می زند

چونان که خاطره ی نوازش

گوئی سوء تفاهمی بیش نبوده است!


چه بگویم از چشمانت آنگاه

که قاتل اند و بی گناه!!!

(از کتاب ملودی سرخ- رسول رضایوف- انتشارات هزاره ققنوس)


چهارشنبه 15 مهر 1394 03:04 ب.ظ
سلام دوست عزیزم
پاسخ رسول رضایوف : سلام دوست نازنین
که متاسفانه خودتون و معرفی نکردین
یکشنبه 8 شهریور 1394 11:52 ق.ظ
درووووووووووووووووووووووود فراوان دوست عزیز تشکر میکنم
پاسخ رسول رضایوف : سلام ممنون
کاش خودتونم معرفی میکردین
پنجشنبه 11 تیر 1394 10:23 ق.ظ
اوضاع نظامی در روزگار صفویان
اوضاع نظامی در روزگار صفویان

سلسله صفوی که توسط شاه اسماعیل تشکیل شده بود اولین حکومت سرزمینی ایران بعد از ساسانیان است که توانست یک حکومت ملی را در محدوده مرزهای فلات ایران تشکیل دهد.

این حکومت با دشمنان خارجی و داخلی بسیاری مواجه بود. به طوریکه عثمانی‌ها از غرب و ازبکان از شرق، به طور دائم تمامیت ارضی ایران را تهدید می‌کردند. حکومت صفوی توانست خطر ازبکان و عثمانی‌ها را دفع کند و آشوب‌های داخلی را سرکوب نموده و حاکمیت خود را در سراسر کشور اعمال نماید. بطور کلی در زمان صفویه، ایران بر بخش‌هایی از عراق، سواحل جنوبی خلیج فارس، قفقاز و بخش‌هایی از آسیای میانه، افغانستان و پاکستان کنونی حاکمیت پیدا کرد. اما در اثر بی لیاقتی حاکمان بعد از شاه عباس اول صفوی، به مرور از وسعت این دولت کاسته شد و در نهایت در سال 1135 هجری قمری سقوط کرد.

در کتاب حاضر تلاش شده است تا با تکیه بر نوشته‌های مورخان و نویسندگان ایرانی و نیز گزارش‌ها و سفرنامه‌های اروپاییان عملکرد پادشاهان صفوی، ساختار ارتش و جنگ افزارهای رایج دوره صفوی مورد بررسی قرار گیرد.

فهرست مطالب کتاب:

فصل اول- عملکرد صفویان

فصل دوم- سازمان ارتش صفویه

فصل سوم- جنگ افزارهای سرد

سخن پایانی

منابع

«اوضاع نظامی ایران در روزگار صفویان» نگاشته علی غلامرضایی از سوی انتشارات دافوس ارتش دانشگاه فرماندهی و ستاد آجا در 125 صفحه مصور منتشر شده است.

شماره ثبت این کتاب در کتابخانه شماره یک مجلس شورای اسلامی 513939 می‌باشد.
علی غلامرضایی
پنجشنبه 11 تیر 1394 10:17 ق.ظ

اندیشه‌های نظامی نادرقلی افشار

کتاب «اندیشه‌های نادرقلی افشار»زندگی نادرشاه را از دید تاریخ نظامی و تفکر استراتژیک وی بررسی کرده است.

کتاب «اندیشه‌های نادرقلی افشار» در هشت فصل و با عنوان‌های «بررسی منابع اصلی»، «اوضاع ایران در آستانه ظهور نادر»، «اقدامات سیاسی نظامی نادر قبل از نیابت سلطنت و دفع افغانان»، «اقدامات سیاسی نظامی نادر در دوران نیابت سلطنت»، «تثبیت قدرت و فتوحات مهم نادر»، «جنگ با عثمانی‌ها»، «انحطاط حکومت نادر» و «ارتش نادر» نوشته شده است.

دوره کوتاه حکومت نادر که از 1148 تا 1160 هجری قمری با لشکرکشی‌ها و جنگ‌های زیادی همراه بوده، بخشی از تاریخ ایران است که با وجود وحدت سرزمینی که ایجاد شد، به‌زودی رو به انحطاط گذاشت.

در بخشی از این کتاب آمده است: «روستامرد ابیوردی که از نظر نظامی بی‌نظیر بود. او فرزند شمشیر، پرورده شمشیر و حاکم بر شمشیر بود و جز این نمی‌دانست که خودی و بیگانه و دوست و دشمن همه را با یک شمشیر براند.»

«اندیشه‌های نادرقلی افشار» نوشته علی غلامرضایی، در 166 صفحه، شمارگان یک‌هزار نسخه و بهای 4 هزار تومان از سوی انتشارات دانشکده فرماندهی و ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران(دافوس) منتشر شده است.
علی غلامرضایی
پنجشنبه 11 تیر 1394 10:13 ق.ظ
سلام وقت بخیر جالب بود سعی کن مطالب تاریخی هم بگذارید تا یکنواخت نباشد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها